الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
61
تفسير مجمع البيان (فارسى)
بيان آيهء 13 - 14 قرائت نافع و ابن عامر - ندخله - به نون و ديگران - يدخله - به ياء خواندهاند . اگر به نون بخوانيم : عدول از لفظ غيبت تكلم شده است تا كبريا و جلال خداوندى را ظاهر سازد مثل : - بَلِ اللَّهُ مَوْلاكُمْ . . . سَنُلْقِي - ( سوره آل عمران آيه 151 ) يعنى بلكه خداوند مولاى شماست . . . به زودى مىافكنيم . . . و اگر بياء بخوانيم فعل بلفظ غيبت و فاعل آن - اللَّه - است . لغت حدود : جمع حد ، فاصلهء ميان دو چيز . اصل اين كلمه از منع و فصل است . حدود خانه ، به اين ملاحظه گفته مىشود كه خانه را از اطراف خود جدا مىكند و فصل مىدهد . فوز : فلاح ، رستگارى اعراب خالِدِينَ فِيها : منصوب است و حال ، زجاج گويد : - يدخلهم مقدرين الخلود فيها - يعنى آنها را داخل مىسازد در حالى كه تقدير آنها جاودانى بودن در آن است . حال گاهى براى زمان آينده مىآيد مثل : - مررت برجل معه باز صائدا به غداً - يعنى به مردى گذشتم كه با او بازى بود كه مىخواست فردا با آن شكار كند . خالِداً فِيها . يا منصوب است و حال ، نظير آنچه در بالا ذكر شد . يا صفت است براى - نار - نظير اين مثال . - زيد مررت بدار ساكن فيها - يعنى گذشتم به خانهاى كه زيد در آن ساكن بود و ضمير حذف شده است يعنى . ساكن هو فيها و در آيه يعنى خالدا هو فيها چه اسم فاعل هر گاه صفت براى چيزى و ضمير آن عائد به چيزى ديگر باشد ، ديگر ضمير در آن مستتر نمىشود بر خلاف فعل كه اگر گفته شود